با من حرف بزن
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۰۶/۲۳
  • تعداد بازدید: ۶۹۹

با من حرف بزن

با من حرف بزن! من عاشق دیدن سپیده دم هستم. هر بار با دمیدن مروارید صبح با زمزمه های جویبار و با صدای شیرین تو هم صدا می شوم. می دانم که انتظارم برای تو به زیبایی و روشنایی نور و عشق است و در امتداد زندگی با کوهسارهای بلند هم نوا هستم. زیرا که با من سخن از عشق و راز ابدیت گفته اند. من در امتداد هر شب، در تپش ستاره ها و بارانِ مهتاب، چشم انتظار دیدن صورت زیبای چون قرص مهتاب تو هستم. دست هایت نورانی و روشن است و منتظرم تا دست هایم را لمس کنی و من آن ها را خالصانه ببوسم. مرا بنگر من اینجا با تپش ستاره های شب و درخشش مهتاب همراهم! در بارش باران ماه، با تو هم صدایم. با رویش گل های سرخ و زیبا می رویم و خندانم و با روز روشن و نمایانم من با کوهسارهای بلند و زیبای زندگی، همرازم و می دانم راز زیبایی دریای بیکران را! و می دانم راز مهربانی ها را. چون من عاشق تو هستم و به غیر از تو به هیچکس رو نمی زنم. هم نفسم، با گونه های طلایی مهتاب در ابتدای این شب های طولانی و مثل هر شب باز تو را صدا می کنم و با تو راز شادی، مهربانی و زیبایی ها را می خوانم و درختان سرو بلند با من هم صدا هستند. پس با من حرف بزن، ای که تمام آرزوهای من تو هستی!

#لیلا_طاهری_نژاد

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۵) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

ای الله جانم بیا
ای الله جانم بیا
ای الله جانم، بیا به نزدم بیا...   ای الله جانم، بیا که جانم بدون تو...

#داستان#رویاها و انتخاب‌ها
#داستان#رویاها و انتخاب‌ها
#داستان #رویاها و انتخاب‌ها      امشب هم مثل هر شب همینجا، یعنی ستاره‌ها بر آسمان می‌درخشیدند، من، لیلا،...

داستان سایه‌های قلب
داستان سایه‌های قلب
در شهر کوچکی به نام "آرام‌شهر"، زندگی زنی به نام "نرگس" جریان داشت. نرگس زنی...

معرفی محمد زُهَری
معرفی محمد زُهَری
#معرفی_مشاهیر_ایران  #محمد_زُهَری   ۱۵ اسفند سالروز درگذشت محمد زُهَری، شاعر و نویسنده‌ی ایرانی است. او در مرداد ماه...

ارسال نظر برای «با من حرف بزن »
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا