حضور
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
  • تعداد بازدید: ۴۰۸

حضور

#دلنوشته

در این لحظات تنهایی و دل گرفتگی اگرچه دنیا دور و بی رحم شده است اما به خودت یادآوری کن که خدا همیشه با توست.

اوست که در دل شب های تاریک،

پناه و آرامش واقعی است و

هرگز از تو دور نخواهد شد.

در این سکوت، به یاد بیاور که حتی در تنهایی، وجودش همچون نوری طلایی و گرم، اطراف تو را احاطه کرده است.

او در هر قطره ی باران،

در هر نسیم نرم،

در هر تپش قلب تو،

حضور دارد.

پس دستت را روی قلبت بگذار تا در دل این سکوت، آرامش او را بیابی و

دست او را در دست خود احساس کنی و همیشه با خودت تکرار کن که

تو می توانی با ایمان به او، سختی ها را پشت سر بگذاری.

پس در هر قدم، به یاد داشته باش که خدا همیشه با توست و تو را تنها نگذاشته است.

#لیلا_طاهری نژاد

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

برچسب ها:
می پسندم (۰) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

سرزمین خیال
سرزمین خیال
هرجا و هر کجای این زمین باشم   باز به کتاب بی‌انتهای خود بازمی‌گردم  ...

ما باران را فروختیم
ما باران را فروختیم
#معرفی_کتاب #کتاب_خوب_بخوانیم  #ما_باران_را_فروختیم  #کارمن_نارانجو #ترجمه_فریده_شبانفر   این کتاب ۲۹ صفحه‌ای است و در سایت طاقچه برای مطالعه در وقت اضافه قرار...

داستان سنجدهای خسیس اثر لیلا طاهری‌نژاد
داستان سنجدهای خسیس اثر لیلا طاهری‌نژاد
در خانه نشسته‌ام و به جعبه سنجدها خیره شده‌ام. یادم می‌آید وقتی این سنجدها را...

دنیای تخیل
دنیای تخیل
#شعر_بخوانیم    در دنیای تخیل نقشی به دل می‌زنم   با رنگ‌های خیال طرحی تازه می‌کشم   آسمان را آبی دریا را سبز می‌سازم   در...

ارسال نظر برای «حضور »
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا