#جستار
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۲/۱۰
  • تعداد بازدید: ۳۲۱

#جستار

#جستار_بخوانیم

در آن خانه ی قدیمی، جایی که هر گوشه اش حکایت از داستانی داشت، صدای قدم هایی به گوش می رسید. صاحب خانه، که لباس هایش را به عجله روی صندلی انداخته بود، اکنون بازگشته بود. او با دست هایی پر از گل های رنگارنگ و خاکی که از باغ چیده بود، وارد شد. نگاهی به بالش انداخت و لبخندی زد؛ خاطرات شب گذشته هنوز در ذهنش تازه بود.

او گل ها را در گلدانی کنار پنجره قرار داد و به سمت فرش رفت. با دقت، بالش را برداشت و فرش را تکان داد. هر تار و پود فرش، داستانی از گذشته های دور را در خود داشت. او با احترام، فرش را صاف کرد و به سمت در باز رفت. نسیم خنکی از باغ وارد شد و او را به بیرون دعوت کرد.

با قدم هایی آهسته، به سمت باغ رفت. درختان سر به فلک کشیده و گل های رنگارنگ، منظره ای زیبا را پیش روی او گسترده بودند. او نفس عمیقی کشید و به یاد آورد که چگونه این باغ را با دستان خود پرورش داده بود. هر گل و گیاه، با هر برگ و شکوفه اش، بخشی از روح او بود.

زندگی در این خانه، با وجود تنهایی اش، پر از زیبایی و شور بود. هر روز، با هر طلوع و غروب، داستانی جدید را رقم می زد. و اکنون، با گل هایی که در دست داشت، داستانی دیگر آغاز می شد.

#لیلا_طاهری نژاد

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

برچسب ها:
می پسندم (۰) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

ایجاد آرامش، قدرت صلح و آرامش طلبی
ایجاد آرامش، قدرت صلح و آرامش طلبی
‍#معرفی_کتاب  #کتاب_خوب_بخوانیم  #ایجاد_آرامش_قدرت_صلح_و_آرامش_طلبی #ویکتوریا_اوستین در این کتاب ویکتوریا درباره زندگی خودش می‌گوید که او و همسرش...

معرفی کتاب باورش کنید
معرفی کتاب باورش کنید
*ما کسی که دیگران می‌گویند نیستیم، بلکه کسی هستیم که خودمان باور داریم.* جیمی کرن لیما...

داستان سنجدهای خسیس اثر لیلا طاهری‌نژاد
داستان سنجدهای خسیس اثر لیلا طاهری‌نژاد
در خانه نشسته‌ام و به جعبه سنجدها خیره شده‌ام. یادم می‌آید وقتی این سنجدها را...

معرفی کتاب در مسیر ظهور، توقف ممنوع
معرفی کتاب در مسیر ظهور، توقف ممنوع
کتاب «در مسیر ظهور توقف ممنوع» نوشته‌ی حسن محمودی است. این کتاب به دنبال ارائه...

ارسال نظر برای «#جستار»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا