شعر #دلتنگی
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۰/۲۳
  • تعداد بازدید: ۶۰۴

شعر #دلتنگی

عشق، همان لحظه ای که در دل شب چراغی روشن می کند در قلبم دلتنگی، همان زبانی که در سکوت ندای حضور تو را می شنود من در میان هر لحظه ی بی تو در جستجوی چیزی هستم، چیزی گم شده یک خاطره، یک بوسه، یک کلمه که در کلام ناتمام تو جا مانده و دلتنگی در دل شبانه ام پر می شود عشق تو، در من شعله می زند مثل آتش در درخت خشک هر لحظه، هر نفس، هر یاد تو با منی، حتی وقتی دوری دلتنگی در آغوش عشق می چرخد مثل باد در میان برگ ها اما این دلتنگی، یادآوری است که من و تو همیشه با همیم

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۵) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

کلمه
کلمه
کلمه نه یک صداست  نه یک حرف نه یک نشانه. کلمه یک جهان است یک...

دلنوشته قفسی به نام ذهن
دلنوشته قفسی به نام ذهن
نمی‌دانم آن چیست که مرا آزار می‌دهد! شاید افکار مزاحم و آزار دهنده روحم را...

تکنیک‌های نویسندگان بزرگ
تکنیک‌های نویسندگان بزرگ
‍#معرفی_کتاب #نام_کتاب #تکنیک_های_نویسندگان_بزرگ #نویسنده: #نل_کارد  #مترجم_عباس_پژمان  #انتشارات_عصر_داستان   خواندن این کتاب ما را با تکنیک‌های نویسندگان بزرگ آشنا می‌کند و چگونگی روش...

وصال
وصال
خوشا غرق شدن در کلمات   غرق وجود در دریاهای دانایی خوشا کشف دنیایی تازه...

ارسال نظر برای «شعر #دلتنگی »
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا