شعر نوید
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۱/۲۶
  • تعداد بازدید: ۶۰۶

شعر نوید

آنچه با تو گویم برای جوانه بود آنچه با تو گویم برای ریشه و خاک بود برای هر بذری برای لاله ی در انتظار نور برای قلب های تپنده در سینه برای دست های گره خورده برای چشمی که فردا را می بیند و رویا رنگی تازه به آن می بخشد برای هر طلوعی که نوید می دهد برای نقشه و راهی که به سوی مقصد می رود برای پنجره ی باز به سوی آزادی برای لبخندِ جاری آنچه با تو گویم، برای باورهایت بود... هر تلاشی هر ایمانی شکوفه خواهد داد

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۵) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

داستان روشنای امید
داستان روشنای امید
فصل اول: روزهای تاریک سایه‌ها از دیوار اتاقم بالا می‌رفتند و پایین می‌آمدند. شب و...

معرفی منوچهر سلیمی
معرفی منوچهر سلیمی
#معرفی_مشاهیر_ایرانی  #منوچهر_سلیمی    زادروز منوچهر سلیمی، نویسنده‌ی ایرانی، ۱۵ اسفند ۱۳۰۷ در ساوجبلاغ بود. او در ۳۰ /مرداد...

مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید
مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید
#معرفی_کتاب #کتاب_خوب_بخوانیم #مردی_که_مدام_با_چترش_بر_سرم_می‌کوبید #نویسنده_فرناندو_سورنتینو #ترجمه_شکیبا_غیاثی من این کتاب را از سایت طاقچه خواندم که کتاب ١١...

#جستار
#جستار
#جستار_بخوانیم   در آن خانه‌ی قدیمی، جایی که هر گوشه‌اش حکایت از داستانی داشت، صدای قدم‌هایی به...

ارسال نظر برای «شعر نوید»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا